Parsitem

وب سایت شخصی مهندس رامین ملک قاسمی

مقالات شبکه و کامپیوتر

بايگاني براي ژوئن, 2013

اطلاعاتی فرکانسی چه مفهومی دارند

فرکانس که کاملا مشخصه:تعداد نوسانات کامل موج ارسالی در واحد زمان (ثانیه).عددی ک نوشتید 11054 برحسب مگاهرتز هست

27500 همون سیمبول ریت هست.یعنی تعداد مگابایتهای مدولاسیون شده در واحد زمان…هرچی این عدد بیشتر باشه اصطلاحا reliablity (اعتماد پذیری) اون فرکانس بالاتره و قویتر هست…تا اونجا ک اطلاع دارم هر چی این عدد بیشتر باشه سازمان فرستنده بابت اون مبلغ بیشتری رو دریافت میکنه.

3/4 عدد FEC هست…Forwarding Error Correction
هر موجی که به گیرنده میرسه مقداری از اطلاعات باینری یا هگزادسیمالی اون که در نهایت به تصویر کامل تبدیل میشه به هر علتی ممکنه ناقص بشه (Lost بشه)…بنابراین با درنظر گرفتن مقداری از بایتهای ارسال شده برای تصحیح،عملا اررور های ایجاد شده تصحیح میشن.
عدد 3/4 یعنی از هر 4 بایت ارسالی، 3 بایت اون اطلاعات اصلی و 1 بایت برای تصحیح هست.

افقی/عمودی بودن یک موج، ساعت مدول شده ی اون رو میرسونه…در واقع یک ویژگی برای امواج عرضی (مثل نور یا سایر امواج اکترومغناطیس) هست که نسبت قرار گیری راستای انتشار اون موج نسبت به راستای نوسان اون رو مشخص میکنه…این ویژگی باعث میشه شما بتونید در یک فرکانس دو سری موج را انتشار کنید (بدون تداخل)
این راستا اگر در راستای افقی انشتار موج باشه، افقی و اگه عمود بر انتشار باشه، عمودی نام داره.

نوشته شده به وسيله ramin_malek در ماهواره ، ديدگاه ‌ها (261)

How Install exe Programm for service in windows

address file(space) exe -i address file exe

 

به همین راحتی این حالت دستور رو توی CMD می زنیم و برنامه اجرایی ما به لیست سرویس های ما اضافه خواهد شد

نوشته شده به وسيله ramin_malek در ویندوز ، ديدگاه ‌ها (91)

افزودن یک برنامه به عنوان سرویس

http://www.rmalekghasemi.ir/file/StartService.zip

نوشته شده به وسيله ramin_malek در ویندوز ، ديدگاه ‌ها (1)

How See my Centos Architect

Version

cat /etc/*-release

32 or 61 bit

uname -m
x86_64 ==> 64-bit kernel
i686   ==> 32-bit kernel
نوشته شده به وسيله ramin_malek در Linux ، ديدگاه ‌ها (10)

Download Proxifier For mac os

http://www.rmalekghasemi.ir/file/Proxifier-for-Mac.rar

نوشته شده به وسيله ramin_malek در Mac ، ديدگاه ‌ها (2)

Download Proxidroid

http://www.rmalekghasemi.ir/file/Proxifier-for-Android.rar

نوشته شده به وسيله ramin_malek در mobile ، ديدگاه ‌ها (891)

Gnome linux

GNOME چیست؟

لینوکس به عنوان یک سیستم عامل میزکار یا همان دسکتاپ، نیازمند واسط گرافیکی کاربر یا  GUI می باشد. یادگیری و استفاده از GUI لینوکس بسیار ساده و راحت است.

با وجود شباهت هایی که بین محیط گرافیکی دسکتاپ لینوکس با ویندوز و مکینتاش وجود دارد، یک تفاوت اساسی نیز در این میان مشهود است و آن حق انتخاب _یا انتخاب هایی_ است که شما درباره قسمت های گرافیکی و چگونگی ترکیب آنها با یکدیگر دارید.

 

لینوکس به عنوان یک سیستم عامل میزکار یا همان دسکتاپ، نیازمند واسط گرافیکی کاربر یا  GUI می باشد. یادگیری و استفاده از GUI لینوکس بسیار ساده و راحت است.

با وجود شباهت هایی که بین محیط گرافیکی دسکتاپ لینوکس با ویندوز و مکینتاش وجود دارد، یک تفاوت اساسی نیز در این میان مشهود است و آن حق انتخاب _یا انتخاب هایی_ است که شما درباره قسمت های گرافیکی و چگونگی ترکیب آنها با یکدیگر دارید.

GUI های لینوکس از ۳ قسمت تشکیل شده اند :

اولین بخش آن X Window System است، کار X تأمین ساختاری برای برنامه سازی گرافیکی می باشد.

دومین قسمت Window Manager است که بر روی X قرار می گیرد. این قسمت در واقع این امکان را به شما می دهد که بیش از یک کاربرد از GUI را اجرا کنید. بدون این بخش شما توانایی جابه جایی پنجره ها، تغییر اندازه آنها و کارهای مشابه دیگر را نخواهید داشت.

سومین قسمت محیط میزکار یا Desktop Environment نامیده می شود. این قسمت نیز مانند Window Manager بر روی X قرار می گیرد و ویژگی هایی دارد که به لینوکس امکان مجتمع سازی کاربرد ها را می دهد.( همانند COM و OLE در دنیای مایکروسافت). علاوه بر این Desktop Environment توانایی های Window Manager را توسعه می دهد به طوریکه بتواند بیشتر امکانات و کاربردهای GUI را به کاربران لینوکس ارائه دهد. ۲ نوع متداول آن KDE و GNOME هستند که در ادامه توضیح خواهم داد.

تاریخچه X

گرافیک لینوکس و یونیکس بر پایه ابزاریست که X Window System و یا به طور خلاصه X نامیده می شود.

X در سال ۱۹۸۴ در دانشگاه MIT به وجود آمد.

هم اکنون مسئولیت ان بر عهده کنسرسیوم X می باشد. ورژن های متنوعی از X موجود است که انواع آزاد و تجاری را شامل می شود.

مفاهیم اساسی

همانطور که پیش از این گفته شد، X تنها یکی از سه قسمت نرم افزاریست که لینوکس برای داشتن GUI بر روی سیستم به آن احتیاج دارد. اما در اصل یک بخش اساسی محسوب می شود.

در واقع X تنها جعبه ابزاریست که ابزار گرافیکی اصلی را شامل می شود. به عنوان مثال اگر فردی بخواهد یک برنامه پردازشگر متن بنویسد، باید بداند چگونه متن را روی صفحه نمایش دهد و فونت ها و اندازه متن به چه ترتیبی باشد. و یا شاید نیاز به کشیدن خطوطی برای ایجاد جدول باشد. و این جاست که X به درد می خورد، X دارای فرمان های برنامه نویسی ایست که قادرند متن را با فونت و فرمان های داده شده برای رسم خطوط نمایش دهند.

خود X از سه قسمت اصلی تشکیل شده است:

• سرور X

• مجموعه ای از کتابخانه های گرافیکی

• مجموعه ای از برنامه های کاربردی گرافیکی که معمولا از کتابخانه های گرافیکی استفاده می کنند.

سرور X برنامه ایست که با دسته ای از سخت افزار ها مانند کارت ویدیو، صفحه کلید و ماوس در سیستم در ارتباط می باشد و رابط بین سخت افزار ها و نرم افزار های گرافیکی می باشد.

فرمان های سرور X درباره مجموعه ای از کتابخانه های گرافیکی شامل پیش فرض ها یا برنامه های خاص می باشند. بعضی اوقات این برنامه ها به طور مستقیم در همان سیستمی که ابزار گرافیکی بر روی آن قرار دارد اجرا می شوند و گاهی این برنامه ها با برقراری ارتباط با سایر دستگاه های گرافیکی که در شبکه بر روی کامپیوتر های دیگری قرار دارند، اجرا می شوند. با به کار گیری X می توانید در هر جایی از دنیا برنامه خود را اجرا کنید و فرد دیگری در گوشه دیگری از دنیا از طریق اینترنت خروجی برنامه شما را بر روی کامپیوتر خود مشاهده کند.

Window Manager

همانطور که از اسم آن مشخص است برنامه ایست که وظیفه مدیریت پنجره ها را بر عهده دارد.

از جمله وظایف این برنامه عبارتند از:

• افزودن کنترل به طوریکه بتوان با بیش از یک پنجره باز کار کرد.

• افزودن کنترل هایی برای تغییر اندازه، کوچک کردن و بزرگ کردن پنجره ها.

• Window Manager اجازه کنترل Focus Policy را به شما می دهد. به این معنی که تعیین می کند هنگام باز بودن چندین پنجره، کدام یک از آنها از زدن دکمه های صفحه کلید تأثیر پذیرد. برای مثال اگر ۵ پنجره باز بود و شما کلیدی را فشار دادید، این کلید بر کدامیک از پنجره ها اثر بگذارد.

GNOME (GNU Network Object Model Environment)

GNOME چیست؟

پروژه GNOME دو امکان را فراهم می کند:

محیط میز کار GNOME، یک دسکتاب ویژوال و جالب برای کابران مختلف، و دوم زیرساخت های برنامه سازی ، به معنی چارچوبی گسترده برای ساخت کاربردهایی که با سایر برنامه های دسکتاپ یکپارچه می شوند.

برخی از خصوصیات GNOME عبارتند از:

آزاد

GNOME یک نرم افزار آزاد است و بخشی از پروژه GNU محسوب می شود. و سطح نا محدودی از کنترل را از طریق دسکتاپ هاف نرم افزار ها و داده های کاربران به آنها تخصیص می دهد.

قابل استفاده

قابل استفاده بودن در واقع به مفهوم ایجاد نرم افزاریست که برای همگان چه کاربران و چه توسعه دهندگان نرم افزار، قابل استفاده باشد. این نکته همواره مورد توجه خاص جامعه GNOME می باشد.

دسترسی آسان

بین المللی

GNOME به زبانهای مختلف توسعه یافته، مستند سازی شده و مورد استفاده قرار می گیرد. گروه GNOME در تلاش است این اطمینان را بدهد که تمامی بخش های نرم افزار را بتوان به کلیه زبان ها ترجمه کرد.

مورد پسند برنامه نویسان (Developer-Friendly)

توسعه دهندگان نرم افزار برای استفاده از GNOME تنها از یک زبان استفاده نمی کنند، شما می توانید از C، C++، Python، Perl، Java و یا حتی C# برای ایجاد کاربردهای سطح بالایی که با سایر برنامه های دسکتاپ یونیکس و لینوکس یکپارچه می شوند، استفاده کنید.

سازمان یافتگی

GNOME تلاش می کند که یک انجمن سازمان یافته با ساختاری متشکل از صد ها عضو و تشکیلات منظم باشد. توزیع های GNOME توسط تیم مخصوص این کار و طبق برنامه هر ۶ ماه یکبار پخش می شود.

پشتیبانی

GNOME توسط شرکت های با نفوذ در لینوکس و یونیکس پشتیبانی می شود، برخی از این شرکت ها عبارتند از : HP، MandrakeSoft، Novell، RedHat و شرکت Sun.

چرا GNOME ؟

GNOME تقریبا یک انتخاب ایده آل برای هر هدفی است. در زمینه های مختلف و توسط افراد مختلف از جمله تجارت و بازرگانی، استفاده خانگی، توسعه دهندگان، افراد کم توان یا ناتوان، مدیران سیستم و … مورد استفاده قرار می گیرد. GNOME ارائه دهنده محیطی برای انجام کارهای روزانه، مانند واژه پردازی و مرور اینترنت می باشد.

نوشته شده به وسيله ramin_malek در Linux ، بدون ديدگاه

Tunnel + on linux

http://www.iranpardis.com/showthread.php?t=305846

نوشته شده به وسيله ramin_malek در Tunneling sloution ، بدون ديدگاه

راه اندازی HTTPS بروی لینوکس

همونطور که میدونید در سیستم عاملهای ویندوز و Mac OS X برای اتصال شبه وی پی ان به سرورهای مبتنی بر HTTPS و SOCKS میشه از نرم افزار خوب Proxifier استفاده کرد که راهنماش و همنچنین یکسری سرور براش در فری نت معرفی شده . همچنین برای اتصال به ساکس پروکسی در گنو لینوکس غیر از روشهای رایج گرافیکی مثل تنظیم در مرورگر و یا نتورک منجر میشه از tsocks هم استفاده کنید که راهنمای اونم در سایت وجود داره .

برای استفاده از HTTPS و SOCKS پروکسی در گنو لینوکس ما به برنامه proxychains نیاز داریم .

پس اول برنامه رو نصب کنین . برای نصب در توزیع اوبونتو کافیه تو ترمینال بزنید :

کد:
apt-get install proxychains

یا میتونین از Uubuntu software center نصبش کنید.

و یا در توزیع Arch Linux باید اونو از طریق مخزن AUR نصب کنید مثلا با چنین دستوری :

کد:
yaourt proxychains

بعد از نصب ProxyChains باید فایل کانفیگ اون رو ویرایش کنیم . برای اینکار در ترمینال بزنید :

کد:
sudo nano /etc/proxychains.conf

و یا اگر در وضعیت روت قرار دارید :

کد:
nano /etc/proxychains.conf

خط آخر این فایل سرور پیش فرض برنامه هستش که یک سرور socks هست :

کد:
socks4 127.0.0.1 9050

خب ما بجای اون سرور خودمون رو میزنیم ! socks4 و socks5 برای کانکت شدن به سرور ساکس و http برای HTTPS ( معادل همون HTTPS توی proxifier ویندوز ) استفاده میشه .
مثلا :

کد:
http  ۱٫۱٫۱٫۱ ۱۲۳۴

برای اون سرور هایی که user و pass دارن هم :

کد:
http   ۱٫۱٫۱٫۱ ۱۲۳۴ user pass

حالا با Ctrl + X و سپس Y فایل رو ذخیره میکینم و ادیتور رو میبندیم .

این از تنظیم سرور ، حالا باید بهش وصل بشیم . اما چطوری ؟

برای اینکار کافیه از چنین الگوی دستوری در ترمینال استفاده کنید :

کد:
proxychains app

( اون app هم اسم برنامه دلخواهتون هستش )

مثلا اگر مایلید فایرفاکس تحت پروکسی باز بشه باید بزنید :

کد:
proxychains firefox

با اون الگوی دستور هر برنامه ای رو میتونید تحت پروکسی اجرا کنید . از جمله برنامه های متنی تحت ترمینال مثل wget و aria2c و یا پکیج منجر توزیع خودتون رو که ممکنه یکی از مخازنش مورد فیلترینگ و یا تحریم قرار گرفته باشه و قابلیت اجرای تحت پروکسی SSH, telnet, wget, ftp, apt, vnc, nmap و ..

چند نکته : اگه ترمینال یا مرورگرتون رو ببنیدن اتصال قطع میشه ! در وارد کردن نوع سرور دقت کنید که حروف کوچیک باشه ( مثلا http درسته ولی HTTP کار نمیکنه ! )

نوشته شده به وسيله ramin_malek در Linux ، ديدگاه ‌ها (1,140)

VLSM چیست

اصلي ترين ضعف Subnetting  معمول در حقيقت اين است که چطور آدرس هاي IP تفسير و قابل استفاده براي مسير يابي شوند.
در شبکه هاي بزرگ نياز است که  تمام شبکه را فقط به يک سطح زير شبکه تقسيم کنيم که اين بهترين استفاده از بلاک IP ادرسمان را بيان نمي کند، ما ممکن است دچار مشکلاتي شويم اگر ما زير شبکه هايي با تعداد ميزبان هاي مختلفي در آنها داشته باشيم.
ID  زير شبکه بايد بر مبناي اينکه هرکدام از زير شبکه ها بيشترين مقدار  ميزبان را داشته باشد، انتخاب شود.
اين حتي در شبکه هاي کوچک هم بي بهره است و ممکن است  منجر به استفاده از بلاک هاي آدرس اضافي و هدر رفتن مقدار زيادي از آدرس در بلاک ها شود.
براي مثال يک کمپاني کوچک با  شبکه کلاس C ، 201.45.222.0/24 در نظر بگيريد، آنها داراي 6 زير شبکه در شبکه خود مي باشند، چهار زيرشبکه اول (S1,S2,S3,S4) نسبتا کوچکند، و هر کدام فقط 10 ميزبان را شامل مي شوند.
به هر حال ، يکي از آنها S5  که براي محصوات آنهاست محتوي 50 ميزبان مي باشد، و سرانجام آخرين S6 براي گروه هاي مهندسي و پيشرفت ميباشد که محتوي 100 ميزبان ميباشد.
بنابراين مجموع ميزبان هايي که آنها نياز دارند 196 عدد ميباشد که بدون subnetting  ما به اندازه کافي ميزبان درکلاس C داريم تا تمام آنها را انجام دهيم . به هر حال زماني که مي خواهيم زير شبکه انجام دهيم با مشکل جدي روبرو هستيم، بمنظور  داشتن شش زير شبکه ما احتياج به  سه بيت براي id  زير شبکه داريم و اين کار باعث ميشه فقط 5 بيت براي ميزبان ها باقي بماند و اين به اين معني است که هر زير شبکه ظرفيت 30 ميزبان را دارد که در شکل زير مشاهده مي کنيد. اين براي زير شبکه هاي کوچکتر کافي ولي براي بزرگتر از آن کافي نيست، تنها راه حل براي زير شبکه معمول اين است که يک بلاک کلاس C  ديگري براي دو زير شبکه بزرگ تهيه کنيم که اين کار  گران و باعث به هدر رفتن IP  ادرس هاي زيادي ميشود

راه حل اين وضعيت بالا بردن طرح آدرس دهي پايه زير شبکه است  که  VLSM   ناميده ميشود، VLSM  در ابتدا پيچيده بنظر ميرسد اما فهميدن آن بسيار سادست اگر شما درک خوبي از Subnetting  داشته باشيد.
ايده اين است که شما  شبکه را Subnet  کنيد و شما زيرشبکه را   دوباره Subnet  کنيد به همان طريقي که شبکه را Subnet کرده ايد، در واقع شما مي توانيد اين کار را چندين بار انجام دهيد، ساختن Subnet  ها از Subnet  ها و به همان دفعاتي که شما نياز داريد. اين امکان وجود دارد که شما اين تکه تکه کردن را فقط براي بعضي از Subnet  ها انجام دهيد. و اين در کمپاني مثال ما به اين معني است که  مي تواند شش زير شبکه را براي احتياج  شبکه خود ايجاد کنند که در شک زير نشان داده شده است.

VLSM subnetting به همان روش Subnetting  معمولي انجام ميشود ، و بخاطر  رول هاي اضافي آن کمي پيچيده بنظر مي رسد.شما Subnetting  اوليه را در شبکه خود انجام مي دهيد سپس يک يا چند تا از آنها را به اندازه اي که نياز داريد ميشکنيد.
شما بيت ها را به Subnet Mask  براي هر “sub-subnets”   و  “sub-sub-subnets”براي رسيدن به اندازه کوچک مورد نظرتا اضافه مي کنيد.در VLSM  علامت /  که در آخر مي ايد  بجاي Subnet Mask  باينري است و بيشتر استفاده مي شود .VLSM  از لحاظ  کار بسيار شبيه CIDR  عمل مي کند براي همين است که استفاده ميشود.
اکنون به مثال خود بر مي گرديم و ميبينيم که چطور  هر چيزي را مناسب با نياز هاي خود مي توانيم آماده کنيم ما با شبکه کلاس C  و آدرس 201.45.222.0/24  شروع کرديم  سپس ما 3 زير شبکه را مانند زير انجام داديم:

1= ابتدا ما  subnetting  اوليه  را با استفاده از 1 بيت براي Subnet ID  انجام داديم، و 7 بيت براي ميزبان باقي ماند، که اين بما دو زير شبکه ي 201.45.222.0/25 ,  و   201.45.222.128/25 را بوجود آورد،  که هر کدام از آنها مي توانند  ماگزيمم مقدار 126 ميزبان را داشته باشند، ما اولي را براي S6  و 100 ميزبان آن تنظيم کرديم.

2= ما دومين زير شبکه را 201.45.222.128/25 ، به دو زير شبکه ديگر تقسيم کرديم اين کار را با استفاده از يک بيت از هفت بيت باقي مانده براي ميزبان انجام داديم، با اين کار دو زير شبکه  201.45.222.128/26   و  201.45.222.192/26,، براي ما توليد شد که هر کدام از آنها مي توانستند 62 ميزبان را داشته باشند  و ما يکي از آنها را براي S5  و 50 ميزبان آن بکار برديم

3= ما دومين زير شبکه را 201.45.222.192/26 به دو زير شبکه ديگر تقسيم کرديم  اين کار را با استفاده از دو بيت از شش بيت باقي مانده براي ميزبان انجام داديم، با اين کار چهار زير شبکه  براي ما بوجود آمد که بترتيب آنها را براي S1,S2,S3,S4 استفاده کرديم.

VLSM  پيشرفت هاي زيادي در زمينه انعطاف پذيري و بازده ي Subnetting  داشته است ، بمنظور استفاده از آن روتر هايي که پروتکل  VLSM-capable routing را پشتي باني مي کنند بايد بکار گرفته شوند.
VLSM  به دقت بيشتري  در مورد جداول مسير يابي ، براي مطمعن شدن از اينکه هيچ گونه ابهامي در مورد چگونگي تفسير آدرس ها در شبکه،  وجود ندارد، نياز دارد. 

نوشته شده به وسيله ramin_malek در شبکه(mikRotik Routers) ، ديدگاه ‌ها (1,212)

 Parsitem